تبليغاتX
ساده نبود گذشتن از تو برام!


ساده نبود گذشتن از تو برام!
تقدیم به عشقم
موضوع: پنجشنبه دوازدهم بهمن 1385 23:6

دوستت دارم چون تنهاترین ستاره زندگی منی

 

دوستت دارم چون تنهاترین مصراع شعر منی

 

دوستت دارم چون تنهاترین فکر تنهایی منی

 

دوستت دارم چون زیباترین لحظات زندگی منی

 

دوستت دارم چون زیباترین رویای خواب منی

 

دوستت دارم چون زیباترین خاطرات منی

 

دوستت دارم چون به یک نگاه عشق منی

 

صدبار مرا زمانه در هم کوبید

 

هر پاره استخوانم از غم پوسید

 

تنها تو شدی بهانه بودن من

1 نوشته شده توسط مهرداد و | لينک ثابت |

منم
موضوع: یکشنبه دهم دی 1385 23:8
 
 
شمع و پروانه منم
مسته میخانه منم
رسوای زمانه منم
دیوانه منم
رسوای زمانه منم
دیوانه منم
یار پیمانه منم
از خود بیگانه منم
رسوای زمانه منم
دیوانه منم
چون باد صبا دربه درم
با عشق وجنون هم سفرم
شمع شب بی سحرم
از خود نبود خبرم
رسوای زمانه منم
دیوانه منم
تو ای خدای منم
شونو نوای منم
زمین و آسمان تو می لرزد
به زیر پای من
مه وستاره و ن تو می گرید به ناله های من
رسوای زمانه منم
دیوانه منم
رسوای زمانه منم
دیوانه منم
وای ازاین شیدا دل من
مست بی پروا دل من
سرمایه سودا دل من
رسوا دل من شیدا دل من
ناله ی تنها دل من
شام بی فردا دل من
مجنون هر صحرا دل من
رسوا دل من شیدا دل من
1 نوشته شده توسط مهرداد و | لينک ثابت |

ما رو به هم برسون
موضوع: جمعه بیست و چهارم آذر 1385 7:1

 


شاید هر کی خوشبختی رو تویه یه چیزی حس کنه تویه داشتنه یه چیزی که براش مهمه
اما واسه من خوشبختی یعنی تو یعنی اینکه تو ماله من باشی و بس یعنی اینکه وقتی دلم تنگ میشه وقتی
دلم از همیه دنیا میگیره تو برام سرپناهی وقتی چشمم دیگه از بس اشک ریخته وا نمیشه چارشون تویی
وقتی اون دستام از سختیه این زندگی یخ میکنه اون دستایه گرمت بقدری واسش درمونه که بی پروا از همکس و همه چیز به اون رو میآره
وقتی برام از عشق قلب پاکت حرف میزنی نمیدونی چقدر احساس غرور میکنم میدونم همیشه پیشت کم اوردمو میآرم
وقتی که همه چیزایه قشنگو واسه من میخوای جواب همه بدی هامو با عشق میدی
فدایه اون قلبت بشم که از همه چیز میگزره خوشبختی یعنی وقتی که با هزار تا غمم میام پیشت همیشه یک کلمه مهربونت
ارومم کرده و به همه چزی امیدوار میدونم همیشه هم با این کارام ناراحتت کردم اما تو انقدر مقدسی
که حتی به رومم نمیآری فکر میکنی نمیدونم تو دلت چه غوغا ایی میشه..دلم میخوات داد بزنم و به همه بگم که چقدر خوشبختم
که چقدر خدارو واسه فرشتم شکر میکنم میدونی دیشب چشام دیگه وا نمیشد داشتم واسه خدا
اشک میریختم واسه اینکه اصلاً روم نمیشد ازش بپرسم اما خوب این سؤالو داشتم آخه اونقدر به منو تو
خوبی کرده که من نمیتونم سرمم بالا کنم
کی میدونه چقدر سخته؟کی میتونه مارو بفهمه..کی میتونه بفهمه که وقتی نگام رو عکسات قفل میشه چه هالی میشم کی میدونه که دلم میخوات واسه دیدنت جونمو بدم کی میدونه
 ساعت 12 هر شب تاریخ رو چک میکنم که یه روزه دیگه دارم به دیدنت نزدیکتر میشم
 
شاید تنها چیزی که تو روز خوشحالم کنه همینه
!
نمیخوام ازش بپرسم چرا آخه منو تو باید از هم دور باشیم آخه منو تو که انقدر عاشقیم منو تو که واسه هم قلب و نفسیم مگه نمیگن قلبه آدم تو وجودش نباشه
 مردست؟من که قلبم
تنها پاکیه وجودم بود دیگه نمیتونست منو تحمل کنه اونم  مثله خودش یه جای پاک میخواست
 
واسه همین اومد پیشت من چی جوری میتونم بدون قلب ٫نفسم به دور از تو زندگی کنم؟
من نفس میکشم فقط واسه بودنت زندم واسه دیدنه چشمایه معصومت
خدا میدونه فقط دلم چقدر تنگه چقدر چقدر چقدر
.......
چرا این آدمایی که ارزشه باهم بودنو نمیدونن دله همدیگرو
 
میشکنن به هم خیانت میکنن اصلاً نمیدونن عشق چیه باید کناره هم باشن اما منو تو ؟
چشام پره اشکه اما نمیخام این سؤالو از خدا کنم چون اونقدر به منو تو بخشیده که ناشکریمون گناهه خدایا همه عاشق هایی و که از هم دورن رو کمکشون کن
 که هر چه زودتر کنار هم باشن

1 نوشته شده توسط مهرداد و | لينک ثابت |

خیلی دوستت دارم
موضوع: سه شنبه سی ام آبان 1385 14:35

 

 

 

 

 

باوركن

باور کن که دوستت دارم
ای تنها بهانه برای زنده بودنم ، نفس کشیدنم دوستت دارم ....
ای امید و آرزوی من ، دنیای من دوستت دارم....
ای تو به زیبایی یک گل سرخ ، به پاکی یک چشمه زلال ، به لطافت باران بهار دوستت دارم....
ای تو فصل بهارم ، همیشه یارم ، همدم این دل پاره پاره ام دوستت دارم....
ای تو آرامش وجودم ، همه بود و نبودم ، هستی و تار و پودم دوستت دارم....
ای تو طلوع زندگی ام ، ناجی لب تشنگی ام دوستت دارم....
ای تو عشق زندگی ام ، همیشگی ام ، ماندنی ام دوستت دارم....
دوستت دارم و خواهم داشت ای که تو لایق این دوست داشتنی .....
عاشقت می مانم و خواهم ماند ای که تو لیلی این دل دیوانه ای....
به خاطرت جانم را ، زندگی ام را ، فدایت می کنم ، نثارت میکنم ......
دوستت دارم که چشمهایم را قربانی نگاهت میکنم ....
اگر می گویم که دوستت دارم از ته دلم می گویم ، از تمام وجودم می گویم!
باور کنی ، باور نکنی یک کلام! دوستت دارم.........
                                                            
به خدا
                             
خیلی دوستت دارم

 

 

 

 

 

1 نوشته شده توسط مهرداد و | لينک ثابت |

مریم جونم کجایی عزیزم ؟
موضوع: پنجشنبه چهارم آبان 1385 6:38

 

سلام بهونه من .... ( مریمم )
نميدوني اين دل چقدر دلتنگه فرشتشه ؟ ميدوني که تو اين چند روزي که باهات حرف نزدم شده يه يکه سنگ که فقط نفس ميکشه  و اين دل مگه جز انتظار ديگه راهي داشت ؟  نميدونن که وقتي زندگي آدم باهاش فاصله داره چقدر سخته ؟ اصلاً تاحالا فکر کردی بينمون چند تا اتوبان هست ؟
چند تا
 
خیابون ؟ هرچقدر باشه مهم نيست مهم  اينه که  هر چقدر هم باشه  با همه وسعتش در برابر وسعت عشق مون هيچه هيچ ..
 عشق مون هميشه با فاصله ها پيروزه ... ميدوني چرا ؟ ميدوني اين عشق از چيه ؟ از اون برکت وجوده گلته ... اون وجودي که خدا ميدونه چقدر نازه خدا ميدونه چقدر مهربونه خدا ميدونه که چقدر دوست داشتنی هست
بازم پام وايسادی
..... سره عهد مون سره عشقمون ..... تو اين چند 
ماهه خسته نشدی ... خيلي وقت ها من کم آوردم اما اون اما اون اما اون......  قربونه مقاومتت مریم تو با اينکه دلت رنجون بود اما هميشه منو اول ميديدي ... منو آروم ميکردي به من يه دنيا اميد ميدادي اون قدرکه شرمم ميشد ديگه اصلاً ناراحتي به خودم راه بدم .... ميبيني عشقه خودم همش تقصير تو که مهردادت انقدر لوس شده تا يکم ازش دور ميشي تا يه روز صداتو نميشنوه چيزي ازش باقي نميمونه ....آخه مهردادت از تو نيرو ميگيره صبح تو بهش اميد ميدي روز و بگزرونه تو بهش ميگي که فردا نزديک تر از اوني که اون حس ميکنه ... تو انقدر بزرگي که حتي خودتم ناديده ميگيري .
هيچوقت نميگي که سختي ديدي گل من . فدات بشم آخه مگه اون وجود
  مهربونت وجودي که
همش پاکه مگه اون وجود تحمل اين همه بدي و سختي رو داره .. تازه دمم نزنه واسه کسي؟ واسه من که نکنه تو دلم يوقت بلرزه بخدا اشک چشام و گرفته اگه  کسايي که اين متن رو ميخوندن ميدونستن گل من چي کارا  کرده چيا ديده و به روشم نياورده واسه من اونوقت ميدونستن چرا ميگم خوشبخت ترين مرده دنيام .... چون عشقی به بزرگي تو دارم .... آرزوم اينه که فقط لياقت تورو خدا به من بده .. ميدونم اين روزا بد جوري تو فشاري ... ميدونم هيچي نميگي همين داغونم ميکنه همينه که عاشق ترم ميکنه همينه که مهردادت رو روز به روز ديوونه تر ميکنه .خدا يا خودت ميدوني که الان چه حالي داريم خدايا مي بيني؟خودم و خودت و خودش مونديم ما سه تا ... همين واسه ما از همه چي بالاتره تو فقط با ما باش ما ديگه چي ميخواييم ؟ خدايا به عشقه گلم و من کمک کن کمک کن کمک کن ....
خدايا حواست به همه عاشق ها باشه آمين
....

1 نوشته شده توسط مهرداد و | لينک ثابت |

 
Copyright © 2006 - Site bus: Designer: مهرداد و عشقش مریم